زندگی ارزش نداره داره؟؟؟

خرید بک لینک
یکبار دلم سوخت به خواهش دوستم امدم دختردایی ناخلفش را نصیحت کنم تا بلکه موثر واقع شود و خانواده اش از این وضع نجات پیدا کنند تا دو نصف شب حسابی حرف زدیم 2ساعت از گذر عمر برایش گفتم حکایت تعریف کردم از طعم تلخ شرمنده شدن جلوی پدر و مادر گفتم از آینده ای که سر بجنبانی رسیده است آدمهای بزرگ را مثال زدم توانایی هایش را برایش پررنگ کردم در نهایت در حالی که از حرفهای خودم بالشم خیس اشک بود ازش خواستم چشماشو ببنده و به آینده ای فکر کنه که همه آرزوهایش برآورده شده و عزیزترین هایش با غرور برایش کف میزنند سه چهار دقیقه ای ایز تایپینگ بود در نهایت نوشت : آهنگ آذری شاد داری؟ در حالی که بعد این همه حرف زدن به آخرین تفکراتش قبل از خواب فکر میکردم حرص خوردم بلاکش کردم و خوابیدم زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

تو خواب داشتم از خیابون رد میشدم کیفم افتاد رو زمین خم شدم برش دارم که یه ماشین با سرعت زد بهم و تا جایی که تو خواب تخمین زدم سه متری بالا رفتم وقتی پخش زمین شدم راننده پیاده شد و یابلفض گویان دوباره سوار شد و در رفت در حین در رفتن از رو مچ دست چپ من که جلوی لاستیک جلو سمت سرنشین بود رد شد تا الان دستم درد میکنه و همونطوری آویزون نگه داشتم و هرکی میگه پاشو فلان کارو بکن میگم من تصادف کردم در پی همین حادثه ناگواری که در خواب برام اتفاق افتاد مسئولیت هامو بین اعضای خانواده تقسیم بندی کردم تا فشار زیاد به دستم وارد نشه یه وقت خدایی نکرده زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

هشت سالم بود بزرگترین آرزویم این بود که یکبار داخل آمبولانس بخوابم به حدی که شبها قبل از خواب بارها و بارها خودم را در داخل آمبولانس تصور میکردم

یکبار مشاور برایمان از آرزوها و رویاها حرف میزد میگفت آرزوهایتان را نقاشی کنید و برای رسیدن به آرزوهایتان تلاش کنید همان روز برای رسیدن به آرزویم خودم را از پنجره کلاس علوم پرت کردم به حیاط مدرسه

چشممو که باز کردم به آرزویم رسیده بودم

+آخرین باری بود که برای رسیدن به آرزویم جنگیدم

زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

من وقتی میرم یه مانتو بخرم تا برسم خونه دیگه سرمو بلند نمیکنم که نکنه چشمم بیفته به یه مانتوی دیگه به مانتویی که خریدم خیانت بشه

اونوخ چطوری یه دهه هشتادی نیم وجبی همزمان 4نفرو با هم مدیریت میکنه طوری که اون 4نفر از وجود هم خبر ندارن و فکر میکنن تنها فرد تو زندگی اون یه نفرن؟!

زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

تو خونه ما کلا اینطوریه که رمز همه چی شماره شناسنامه 10رقمی منه ینی از رمز دوم کارت همه اعضای خونواده گرفته تا رمز گوشی عموم و رمز ایمیل داییم به همین دلیل هم چیزی به نام حریم خصوصی تعریف نشده س همین طور که کسی اکانت اینستاگرام باز میکنه اون یکی راحت میتونه با در حافظه نگه داشتن نام کاربری وارد صفحه شخص مورد نظر بشه به حدی از حس مالکیت در این امر بخصوص رسیدم که وقتی آیدی نوه ی عموی مادرم رو با شماره شناسنامه خودم وارد میکنم و باز نمیشه حس میکنم بهم خیانت شده +خودم هم برای اینکه کسی وارد پیج من نشه به صورت گمنام فعالیت میکنم و یک تئوری Family=Blockفرضی در ذهنم هس فامیل درخواست فالو بده بلاک میشه که ینی اینی که آزیتاس من نیستم یه بنده خدا تو پاریسه مثلا زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

یک روز که حس مدیریت بهم دست داد یه گروهی زدم به نام فامیلی گروپ

مادرم رو هم اد کردم

دقیقا از همان روز غذای درست و حسابی نخوردم

زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

یکی از کارهایی که این روزها انجام میدم اینه که دو تا مورچه رو میندازم کنار هم دور تا دورشون رو خندق درست میکنم و آب میریزم و یکم اونورترش شیرینی میذارم

اگه هردو به سمت هم رفتن می فهمم زنن

اگه هردوشون به سمت شیرینی رفتن می فهمم مردن

اگه یکی رفت سمت اون یکی و اون محلش نذاشت و رفت سمت شیرینی می فهمم اون پس فطرت شکم پرسته و شیرینی رو برمیدارم میخورم

زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

به اندازه ای که من ماکارونی و هایده و عباس قادری رو دوس دارم مادر بچشو دوس نداره مثلث عشقه لامصب زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

به یک دوست وفادار و مهربان که برام پاورپوینت درست کنه، به اسمم مقاله بنویسه ، در انتخاب موضوع پایان نامه کمکم کنه ، تمرینات آمار استنباطیو حل کنه ، برای سخنرانی کلاس فن بیان برام مطلب جمع کنه و وقتی که حوصلم سر رفته باهام شطرنج بازی کنه (اگه باختم بوسم کنه اگه باخت برام ماکارونی درست کنه) نیاااازمندیییم

+ دلفین ها هم پرواز می کنند.

زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

جوگیر شدن یعنی ساعت 11.30 شب همکلاسیت بهت پیام میده میگه برای کنفرانس فردا نتونستم مطالبمو جمع و جور کنم و آماده نیستم و تو حس کنی الان وقتشه مشت بر دهان آمریکا بکوبی و بگی یه ایرانی میتونه اونوخ سینه سپر کنی بگی عزیزم نگرانی نداره زمان کنفرانسمو باهات عوض میکنم . بعد تا صب بشینی مطب جمع کنی و کتاب بخونی در حالی که همون مشتی که بر دهان آمریکا قرار بود بزنی بکوبی تو سرت و تا صب به اسکلیت افتخار کنی. زندگی ارزش نداره داره؟؟؟...

ما را در سایت زندگی ارزش نداره داره؟؟؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

صفحه بندی